German
English
Turkish
French
Italian
Spanish
Russian
Indonesian
Urdu
Arabic
Persian

رسالت مسیحیان

 

ازدواج

 

1. دیدگاه مسیحی

 

الف. ماهیت ازدواج

 

اعتقاد کلیسای کاتولیک به قرار ذیل است: خدا خود زندگی مشترک میان زن و مرد را مقرر ساخته است. خدا، انسان را بنا به تصویر خود، در مقام زن و مرد آفریده و به یار و همراه یکدیگر بدل ساخته است. این امر را نخستین حکایت آفرینش در کتاب مقدس که همان صفر پیدایش در عهد عتیق است، به خوبی نشان        می دهد: 

 

«و خدا گفت: «آدم را به صورت ما و موافق شبیه ما بسازیم [...] پس خدا آدم را به صورت خود آفرید. او را به صورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید. و خدا ایشان را برکت داد و خدا بدیشان گفت: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید [...]» (پیدایش، باب 1، آیات 26 تا 28).

 

دومین حکایت آفرینش در کتاب مقدس، حتی تأکیدی آشکارتر نیز بر تعلق زن و مرد به یکدیگر دارد: 

«خوب نیست که آدم تنها باشد» (پیدایش، باب 2، آیه18).

و اندکی پیش تر: «از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، با زن خویش خواهد  پیوست و یک تن خواهند بود.» (پیدایش، باب 2،آیه 24).

 

عیسی در عهد جدید تأکید می کند که زندگی زناشویی، امری مقرر شده از سوی خداست: 

«لیکن از ابتدای خلقت، خدا ایشان را مرد و زن آفرید. از آن جهت باید مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، با زن خویش بپیوندد. و این دو یک تن خواهند بود. چنانکه از آن پس دو نیستند، بلکه یک جسد.» (انجیل مرقس، باب 10، آیات 8-6).

 

متون کتاب مقدس، بنیان و اساس اصلی برای این باور کلیسای کاتولیک هستند که زندگی زناشویی به منظور رفاه همسران و زایش و تربیت فرزندان مقرر شده است.

در درک کاتولیکی از دین مسیح، زندگی زناشویی از یک سو، به اصطلاح نهادی حقوقی به شمار می رود. به این معنا که ارتباطی است مبتنی بر قانون، پا گرفته براساس قانون و مورد حمایت که همزمان تابع معیارهای حقوقی نیز هست. زندگی زناشویی یک قرارداد است.

از سوی دیگر: این درک از ازدواج در مقام یک پیوند، متضمن تعبیری حقوقی نیز هست. عقد این قرارداد براساس ابراز خواسته طرفین برای رسیدن به منظوری مشخص شکل می گیرد. هرچند درک مسیحیان از ازدواج متضمن این امر نیز هست، لیکن واژه «پیوند»، فراتر از واژه ای خشک و حقوقی قرارداد، تأکید بر آن دارد که ازدواج رابطه ای فردی، نوعی یکپارچگی در زندگی و حتی نوعی اشتراک در سرنوشت میان طرفین است که بنیان و جهت گیری دینی دارد.

ایمان کلیسای کاتولیک، به گونه ای دیگر نیز بر این دیدگاه تأکید دارد: ازدواج، آیینی مقدس به شمار      می رود. این خود نشانی موثر از پیوند خدا با انسان ها است. اکنون این امر برعهده انسان قرار دارد که      زمینه های تأثیرگذاری این نشانه را فراهم سازد، یعنی محبت خدا به انسان ها را آشکار سازد، همان گونه که خدا از طریق عیسی مسیح، محبت خود بر انسان را به اثبات رسانده است. این امر در حوزه ازدواج بدین معناست: زوجین باید محبتی را که خدا در آیین مقدس ازدواج به آنان می بخشد، به یکدیگر و به دیگران در جامعه منتقل کنند.

در کلیسای کاتولیک، فقط ازدواج معتبرِ دو فرد مسیحی است که آیینی مقدس به شمار می رود. اما کلیسا بر ازدواج  میان مسیحیان و غیرمسیحیان و نیز پیوندهای زناشویی در میان غیرمسیحیان نیز ارج می نهد، بدون توجه به این که این پیمان ها براساس ضوابط دینی، حکومتی یا منطقه ای یک طایفه منعقد شده اند یا خیر. چراکه ازدواج، آیینی مقرر شده از سوی انسان یا کلیسا نیست، بلکه بر اراده و عملکرد الهی مبتنی است.

بر این اساس، زندگی زناشویی که میان ایمانداران مسلمانان براساس قوانین اسلامی منعقد می شود، هرچند در زمره آیین های مقدس برمبنای ایمان مسیحی نیست، اما معتبر به شمار می رود. ازدواج میان یک فرد مسلمان و یک فرد کاتولیک نیز درزمره آیین های مقدس نیست. (چنانچه طرف مسلمان، دین خود را به مسیحیت تغییر دهد، زناشویی آنان آیین مقدس محسوب می شود.) اما کلیسا یک چنین ازدواجی را ارج  می نهد، تبرک می بخشد و آن را به طول کامل معتبر می شناسد، به تعبیری، چنانچه چشم پوشی لازم در این زمینه که در اینجا همان کنار گذاشتن تفاوت دینی در ازدواج است، صورت گیرد.

 

ب. ویژگی های اساسی ازدواج

 

کلیسای کاتولیک، ازدواج را مشارکتی خصوصی در زندگانی و هرگونه رابطه همگون با فرد ثالث در خارج از فضای این زندگانی را قدغن می داند. این زندگی نه فقط بر پاسخ مثبت همسران به یکدیگر، بلکه بر رابطه با یکدیگر از راه خدا، مبتنی است. به همین دلیل از دیدگاه کاتولیکی، ویژگی های ازدواج، وحدت و ابطال ناپذیری است.

وحدت به معنای گزینش تنها یک همسر است، یعنی ازدواج هر یک از زوجین تنها با یک تن. هرگونه دیگری از ازدواج به شکل همزمان و یا منعقد شده در زمان حیات همسر، قدغن است. به این ترتیب، ازدواج یک مرد با چند زن یا ازدواج یک زن با مردان متعدد (چندهمسری چه برای مردان و چه برای زنان) امکان پذیر نیست.

ابطال ناپذیری به این معناست: اصولاً برای هیچ یک از دو طرفین ازدواج میسر نیست که به دنبال عقد نهایی پیمان ازدواج، با برهم زدن پیوند موجود، برای ازدواجی جدید با همسری دیگر، آزادانه مختار باشند. نه ابطال شخصی (توسط شخص همسران) امکان پذیر است و نه ابطال پیمان زناشویی از طریق نهادی خارج از زندگانی زناشویی. تنها مرگ است که این پیوند را می گسلد.

 

دیدگاه مسلمانان

 

بنا به دیدگاه اسلامی، مشارکت زن و مرد در زندگی زناشویی از نظام آفرینش الهی سرچشمه می گیرد: 

«و خدا از جنس خودتان برای شما جفت آفرید و از آن جفت ها پسران و دختران و دامادان و نوادگان بر شما خلق فرمود و از نعمت های پاکیزه لذیذ روزی داد» (سوره نحل، آیه 72).

ازجمله «نعمت های پاکیزه لذیذ» که خدا آفریده و بر همین اساس خواستنی است، می توان از ازدواج و خانواده نام برد.

زندگی زناشویی راهی طبیعی برای تحقق خواسته های جنسی و بقای نسل است. اسلام نیز مانند مسیحیت، رابطه جنسی پیش از ازدواج و خارج از فضای ازدواج را قدغن می شمارد و برقراری رابطه جنسی در زندگی زناشویی را مقرر می دارد، رابطه ای که میان زن و مرد و والدین و فرزندان، جمعی خانوادگی ایجاد می کند که در آن همزیستی امکان توسعه می یابد. در اسلام، برخلاف آنچه در کلیسای کاتولیک حاکم است، یعنی الویت بر زندگی در تجرد بنا به علل دینی، بر ازدواج الویت قرار داده شده است (مقایسه کنید با سوره نور، آیه 32).

در قرآن بر تساوی زن و مرد تأکید می گردد. قبول مسئولیت در قبال آفرینش – که با واژه خلافت آدمی به بیان در می آید – به شخص آدمی، یعنی به زن و مرد به شکل مشترک و نه فقط به مرد واگذار شده است.

رابطه میان همسران باید سرشار از عشق و شفقت باشد: 

«و باز یکی از آیات لطف الهی آنست که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در بر او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود» (سوره روم، آیه 21).

زوجین باید به این ترتیب که برای یکدیگر همچون پوششی باشند، مکمل یکدیگر گردند.

«زنان جامه ستر و عفاف شما هستند و شما نیز لباس عفت آنها هستند» (سوره بقره، آیه 187).

به رغم آن، قرآن در برخی از اظهاراتش برای مرد نسبت به زن ارجحیت قائل شده است. مرد یک درجه بالاتر از زن قرار دارد (مقایسه کنید با سوره بقره، آیه 228) و درقبال او از قدرت مطلق و مسئولیت برخوردار است.

«مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا بعضی را بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود باید به زنان نفقه دهند» (سوره نساء، آیه 34).

این اظهارات نشان می دهد که مرد بدین معنا دارای تسلط و مقامی بالاتر است که مسئولیت و تعهداتی را درقبال همسر و فرزندانش می پذیرد. ازجمله این وظایف عبارتند از پرداخت خرجی خانه به همسر، تأمین مایحتاج زندگی، محافظت از زن و فرزندان و همچنین برآورده ساختن خواسته های آنان.

شوهر در مقام رئیس خانه و سرپرست خانوار، بیشتر مسئول تأمین مایحتاج حیاتی، موقعیت و منافع خانواده در جامعه و در حوزه خارج از خانواده است. مسئولیتِ زن بیشتر متوجه فضای خانه و تربیت فرزندان است. همسران نه وظایفی یکسان، بلکه هر یک تعهدات و وظایفی ویژه خود دارند.

اسلام به جدایی زن و مرد در جامعه گرایش دارد. این امر برای زنان، ضوابط رفتاری و شیوه های برخورد ویژه ای را به همراه می آورد. آنان فقط در خانه خود، در حضور اعضای خانواده خود و یا در جمع زنان حق دارند «آزاد» حرکت کنند و در سایر موارد موظف به خویشتن داری اند:

«ای رسول، زنان مومن را بگو تا چشم ها بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهراً ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازند و باید سینه و  بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند [...]» (سوره نور، آیه 31).

این نکته، توضیحی برای آیین سنتی پوشش و عفاف زن در زندگی عمومی است – بر این اساس که منظور نه تبعیض درقبال زن، بلکه محفاظت از اوست.

مرد نیز باید از خود وقار و خویشتن داری نشان دهد:

«ای رسول ما، مردان مومن را بگو تا چشم ها بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی شما اصلح است و البته خدا به هرچه کنید کاملاً آگاهست.» (سوره نور، آیه30).

به این ترتیب، قرآن، تساوی میان زن و مرد را با در نظر گرفتن وظایف و تعهداتِ ویژه هر یک از آنان تعریف می کند. اما در عمل امکان فاصله گرفتن از این نظریه وجود دارد. رویه های دینی، آیین و رسوم همه و همه باعث شده اند که زن در این میان، نقشی فروتر بیابد.

در جامعه غرب نیز، ساختار اجتماعی پدرسالارانه امری شناخته شده است. در بررسی فرهنگ های کشورهای مغرب زمین و مشرق زمین نباید ارزش های دینی و معیارهای اجتماعی را به هم آمیخت، حتی اگر هر یک از این دو تمایل به استناد به دیگری داشته باشد.

 

(برگرفته از: ازدواج کاتولیکی/ اسلامی: اصول و قواعد. ناشر: دفتر اسقف اعظم کلن، مرکز شبانی، دفتر گفت و گوی بین ادیانی، سال 2000، صفحات 11 تا 14؛ 35 تا 39.)


Contact us

J. Prof. Dr. T. Specker,
Prof. Dr. Christian W. Troll,

Kolleg Sankt Georgen
Offenbacher Landstr. 224
D-60599 Frankfurt
Mail: fragen[ät]antwortenanmuslime.com

More about the authors?