German
English
Turkish
French
Italian
Spanish
Russian
Indonesian
Urdu
Arabic
Persian

:پرسش 203

پرسش 203: «نظرتان درباره سقط جنین چیست؟

 و همچنین درباره سقط جنین پس از وقوع تجاوز 

جنسی؟ (ت.)

 

پاسخ: پاسخ خود را به دو بخش تقسیم می کنیم:

 آیا همه دستورات و ضوابط کتاب مقدس که به رفتارهای اخلاقی مربوط می شوند، بدون تغییر متعبر هستند؟

مسأله اعتبار قطعی معیارهای اخلاقی ما را درقبال این پرسش قرار می دهد که آیا رهنمودهای دوران کهن، همچنین شامل رهنمودهایی که به شکل متون مقدس تدوین شده اند، هنوز می توانند برای بشر امروزی به منزله جهت گیری هایی ضروری باشند و آیا به شکلی که موجود هستند بدون استثناء برای هر موقعیتی مناسب هستند یا خیر. معیارها همواره به تفسیر و کاربرد صحیح نیاز دارند. همزمان گاه معلوم می شود که برخی ضوابط روزگاران کهن (برای نمونه آنهایی که به وضعیت برده ها یا وضعیت زن در جامعه و به این ترتیب، مقررات مربوط به آن مربوط می شد ) این روزها دیگر نمی تواند اعتباری داشته باشد.

همچنین پیش آمده است که معیارها درخلال شرایطی که در حال تغییر هستند، دیگر آن ارزشی را پشتیبانی نمی کنند که دراصل برای تحقق آن تدوین شده بوده اند. در اینجا امکان دارد، دگرگونی در شرایط، به تغییر یا حتی لغو معیاری که سابق بر این معتبر بوده است، بینجامد. بر این اساس، امکان دارد در نظام های اقتصادی خاصی، گرفتن بهره به سوءاستفاده و اخاذی منجر شود، در حالی که در نظام های اقتصادی دیگری این امر کاملاً به حق و درست باشد، یعنی همواره در جایی که مبلغ وام گرفته شده، «ثمربخش» باشد و بهره ای دربرداشته باشد.

«اصل قطعی معتبر بودن معیارها، ناقض آن نیست که نعمت هایی که به واسطه یک معیار محافظت     می شوند، با یکدیگر به رقابت افتند. در این صورت به هنگام یافتن حکم اخلاقی باید به این موضوع اندیشید که باید به کدام نعمت اولویت بخشید.

شیوه ای که با آن در عرصه های گوناگون زندگی به آدمی نگریسته می شود، ممکن است تغییر یابد. برای نمونه، میان دیدگاه مربوط به امور جنسی میان انسان ها در زمان آگوستین قدیس (430-354) یا توماس آکویناس (1274-1224) و دیدگاه شورای دوم واتیکان، نقطه تفاهم های متعددی یافت        می شود، اما میان آنها تفاوت هایی آشکار نیز دیده می شود. گسترش شناخت های پزشکی و انسان شناختی و همچنین تجربیات فرهنگی که بر ارزیابی امور جنسی و ازدواج تأثیر فراوانی گذاشته اند، تفاوت ها در این دو دیدگاه را منعکس می سازند. آگوستین یا توماس آکویناس و حتی کتاب قانون کلیسایی سال 1017 هنوز نمی توانست اومانیسم در امور جنسی انسانی و پیوند زناشویی را آن گونه که شورای دوم واتیکان نشان می دهد، در نظر آورد. از این امر این نکته روشن می شود که اخلاقیات در مراحل تاریخی گوناگون، شکل متفاوتی به خود می گیرد، آنچه را که ارزش آن ثابت شده است، حفظ می کند و امور جدیدی را نیز ارزش می بخشد. [...]

ما امروزه در دوره ای از تحولات بزرگ در احساسات، اندیشه ها و ارزش ها زندگی می کنیم. در لابلای طیف رنگارنگ عقاید، دیدگاه ها و باورها، همواره کار ساده ای نیست که دریابیم در حضور خداوند چه چیز خوب و صحیح است. در این زمینه ما [در اینجا به معنای مسحیان کاتولیک] باید به منابع ایمان و باورهای اخلاقی کل قوم خدا نگاه کنیم. در هرکجا که درکی گسترش یافته و تفسیری عمیق تر از معیارهایی که تاکنون معتبر بوده اند، واجب به نظر می رسد، باید همواره به آن ارزشی توجه کرد که باید حفظ و حراست شود (ر.ک. رساله Veritatis splendor، متعلق به پاپ ژان پل دوم به سال 1993، شماره 53). نمونه ای از این امر را شورای دوم واتیکان در مسأله آزادی دین و وجدان ارائه می دهد. بنا به برداشت های نخستین، اندیشه های گذرا چندان جای تأمل نداشت. جهت گیری جدید این هدف را دنبال نمی کند که اصول اخلاقی ماندگار را سست سازد، بلکه بیشتر در تفسیری جدید و موردی، خواسته های انجیل در این زمینه را آشکارتر و ملموس تر ساخته و در ارتباط با معیارهای اصولی حقوق بشر شفافیت بخشیده است.» (کتاب تعلیمات دینی کاتولیکی برای بزرگسالان، مجلد 2، بند 103 و دنباله).

از این دیدگاه روشن می شود که بسیاری اظهارات معیاردهنده در متون مقدس، بویژه آنهایی که زمینه فرهنگی دارند، باید پیوسته از نو مورد اندیشه و تفسیر قرار گیرند. این امر بویژه درزمینه توضیحات پولس رسول درباره جایگاه زن در خانواده و جامعه مصداق دارد.

متن کتاب مقدس دقیقاً چه می گوید؟

متنی که فرد پرسشگر به آن استناد می کند، بدون شک به آیات3 تا 16 از باب 11 در اول قرنتیان مربوط می شود. در اینجا پولس ظاهراً درباره پوشش سر برای زنان صحبت می کند. پرفسور دکتر نوربرت باومرت، کارشناس خبره تفسیر رساله های پولس، پژوهش های خود درباره این متن را به قرار ذیل خلاصه می کند:

«بر سر این متن چه جنگ ها که درنگرفته است! زنان بارها با استناد به همین متن، در معرض فشار قرار گرفتند یا در حد افراط آمیزی ناگزیر شدند به هنگام ورود به کلیسا در صورت در اختیار نداشتن روسری، تکه کاغذی را روی سرشان قرار دهند. [...]

پیشزمینه هشدار این حواری در این زمینه، این واقعیت است که گاه و بیگاه در خلال یک تجمع عبادی، هنگامی که زنی به صدای بلند عبادت می کرد و کلامی پیامبرگونه به زبان می آورد، موهایش را باز    می گذاشت. این امر جلب نظر می کرد. در نزد یونانیان این امر ناشناخته نبود که پیامبران زن و مرد، برای تأکید کردن بر اهمیت نقش پیامبری خود، گاه موهایشان را باز می کردند و به شدت تکان        می دادند، به گونه ای که موهایشان – کمابیش با تأثیرگذاری – روی صورت و گردن می ریخت. پولس مردان و زنان را به سبب این کار سرزنش می کرد(!)، اما از آنجا که مردان در آن زمان به ندرت موهای بلندی داشتند، او رفتار خطای آنان را به گونه دیگری تعبیر می کند: خودپسندی و مهم پنداشتن خود در نزد مردان می تواند به این ترتیب خود را نشان دهد که او «خود را به سرش مشغول کند». اما زنان آن روزها همواره موهای بلندی داشتند و موهایشان، دستکم در مورد زنان متأهل همواره بسته و جمع شده در بالای سر بود. به این ترتیب زن معمولاً با موهایش «سر» خود را «می پوشاند» (و نه با روسری موها را). یک چنین شیوه سخنگویی به این شکل با یک مرد همخوانی ندارد، زیرا او دستکم موهایش را به بالای سر جمع نمی کرد. اما همواره مردانی بودند که دیگر مویی بر سر نداشتند تا «سر» آنان را (در بالا) «بپوشاند». فرد سخنران همواره می تواند با موهای بلند یا کوتاه و کم یا زیاد، ژست بگیرد و یا بر دیگران تأثیر گذارد.

بنابراین، اگر حرکات شدید با سر به هنگام نیایش و ادای سخنان پیامبرگونه در هر حال نامتناسب باشد، این امر در نزد زن همزمان و قدرتمندانه تر از مردان، به موقعیت اجتماعی آنان مربوط می شود، زیرا موهای آرایش کرده نشانی از زن متأهل نیز به شمار می رود. همزمان، بازگذاشتن موها تاحدودی به منزله عملی تحریک آمیز درقبال مردان نیز هست، همان گونه که از اشاره به «سر تراشیده» (برای زناکاران و فواحش) برمی آید. از آن گذشته، به نظر می رسد که انگیزه اصلی فقط رفتاری نادرست از سوی زنان بوده است، زیرا مردان، هرچند که این امر در نزد آنان نیز به همین نسبت جای ایراد دارد، سرزنش نمی شوند.

در اینجا باید گفت که واکنش پرشور این حواری و این که او چگونه برای توجیه این امر براستی به گونه ای کاهن وار، کتاب مقدس وار و الهیات شناختی استدلال می آورد، جالب توجه است. از آنجا که مسأله «سر» زن مطرح است، او در جست و جوی اندیشه هایی الهیات شناختی از کتاب مقدس      برمی آید که در زبان آلمانی به بهترین شکل می توان با واژه های سر (از دیدگاه فیزیولوژیکی، اندامی) و سر[کرده] (مناسبات بین فردی) ادا کرد. اما در زبان یونانی در هر دو مورد از واژه kaphale استفاده شده است. این واژه معنای «سرکرده» به معنای جایگاهی برتر را دربرندارد، بلکه معنای سرمنشاء (مانند سرچشمه که «سر» برای رودخانه است) را دربردارد. پولس در اینجا از دیدگاه گزارش دوم خلقت (پیدایش، باب 2، آیه 21 و دنباله) می نگرد. او همچنین فرض را بر این قرار می دهد که خوانندگان او در حوزه این مسائل رفتاری همان احساس هایی را دارند که او دارد  از این رو استدلال های او را درک می کنند و می پذیرند. او خود در میان اقشار یونانی بزرگ شده است و می داند در این فضای فرهنگی چه چیزی (نا)بجا تلقی می شود. علاوه بر آن، فقط به سادگی مسأله «زنان» مطرح نیست، بلکه پای همه کسانی در میان است که بنا به گمان او فاقد ظرافت عمل هستند.

در اینجا متن (اول قرنتیان، باب 11، آیه 16-3) را می آوریم: 3. اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. 4. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند، سر خود (یعنی مسیح) را رسوا می نماید. 5. اما هر زنی که سر برهنه ( به صدای بلند) دعا یا (در جمع) نبوت کند، سر خود (یعنی مرد) را رسوا می سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. 6. زیرا اگر زن (سر خود با موهایش را) نمی پوشد، موی را نیز ببرد؛ و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید (سر خود را با موهای آرایش کرده) بپوشد. 7. زیرا که مرد نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست (نمودار و شکوه مرئی)، اما زن جلال (جلوه و حیثیت) مرد است. 8. زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است. 9 و نیز مرد به جهت زن آفریده نشد، بلکه زن برای مرد. 10. از این جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد به سبب (حضور) فرشتگان. 11. لیکن زن از جدا نیست و مرد هم جدا از زن نیست در خداوند؛ 12. زیرا چنانکه زن (حوا) از مرد (آدم) است، همچنین مرد (مسیح) نیز به وسیله زن، لیکن همه چیز از خدا. 13. در دل خود انصاف دهید: آیا شاسیته است که زن ناپوشیده (به شکل علنی) نزد خدا دعا کند؟ 14. ایا خود طبیعت شما را نمی آموزد که اگر مرد موی دراز دارد، او را عار می باشد؟ 15. و اگر زن موی دراز دارد، او را فخر است، زیرا که موی به جهت پرده (به منظور حفاظت) بدو داده شد؟ 16. و اگر کسی ستیزه گر باشد، ما و کلیساهای خدا را چنین عادتی نیست.

می بینیم که این بخش در اینجا حال و هوایی قاطعانه را القاء می کند و مشی شفافی را ارائه می دهد.» (نوربرت باومرت، زن و مرد در نزد پولس. غلبه بر یک سوءتفاهم. وورتسبورگ، انتشارات اشتر، 1992، صفحه 168-166).

ن. باومرت در نامه ای به کریستیان و. ترول در تاریخ 14/10/2009 به اظهاراتی که گفته شد، چنین     می افزاید: 

 

 

Contact us

J. Prof. Dr. T. Specker,
Prof. Dr. Christian W. Troll,

Kolleg Sankt Georgen
Offenbacher Landstr. 224
D-60599 Frankfurt
Mail: fragen[ät]antwortenanmuslime.com

More about the authors?